خرید بک لینک
خیلی ساده همه چی عوض میشه و خیلی ساده فراموش میکنیم نوشته هام هرزمان ناشی از احساسات و شرایط همون زمان بود شرایطی که توش زندگی میکنیم تعیین میکنه که چطور باشیم چطور رفتار کنیم و چطور ببینیم و حرف بزنی

برچسب: نویسنده: نیما شاکری تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 5:51

وقتی که تنگ غروب ، بارون به شیشه می زنههمه غصه های دنیا ، توی سینه ی منهتوی قطره های بارون ، می شکنه بغض صدامدیگه غیر از یه دونه پنجره ، هیچی نمی خوامپشت این پنجره می شینم و آواز می خونممنتظر واسه رسی

برچسب: نویسنده: نیما شاکری تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 5:51

شوخی شوخی درد میشه غم میشه

شوخی شوخی دل میبندن

شوخی شوخی عاشق میشن

اما جدی جدی ناراحتیا زیاد میشن

اما من شوخی شوخی یادم میره همه چی

برچسب: نویسنده: نیما شاکری تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 5:51

کسی که بخواد بمونه بهونه شو پیدا میکنه و کسی که بخواد بره راهشو هیچوقت واسه موندن کسی که عاشقشی اصرار نکن بزار بره نبودنشه که تورو عاشق میکنه بودن چیز قشنگی نیس عادت میشه بزار همه قشنگی ها دست نیافتنی

برچسب: نویسنده: نیما شاکری تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 5:51

چمدان خاطره هایم را می بندم

بامداد می روم

بیدار میشوی

صبح است

با همیشه فرق میکند

متوجه تغییر نمیشوی

همه چیز سرجایش است

مدت ها میگذرد

میفهمی چیزی سرجایش نیست

بیدار میشوی

بامداد بیدار میشوی

اما من چمدانم را خیلی وقت پیش بسته ام.

برچسب: نویسنده: نیما شاکری تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 5:51

صفحه بندی